محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
357
خلد برين ( فارسى )
نمايان كه در حقيقت زنگزداى آينهء ايمان مسلمانان بود امراى عالىشان از غزاى گرجستان عنان به صوب مراجعت معطوف داشته همايون را به درگاه پادشاه ربع مسكون فرستادند . همچنين از سوانح عبرتافزا كه در اين سال روى نمود آن بود كه سيد معصوم بيك صفوى كه فدوى اين دولت ابد مدت و وكيل - السلطنهء خاقان گردون منزلت بود محرم كعبهء صلاح و سداد و متوجه سفر خير البلاد گرديده در اثناى راه در دست روميان گمراه كه ناگاه بر سر وى ريخته بودند با چهل و هشت نفر از ملازمان و رفقا به قتل رسيد . بعد از سنوح اين هنگامهء تازه آوازه در انداختند كه اعراب باديه كه قاطعان طريق حرمين شريفيناند مرتكب اين جرأت شدهاند . بنابراين سلطان سليم از راه تمهيد معذرت ، على آقاى چاوشباشى را به درگاه گردون منزلت فرستاده عذرخواهى تمام نمود و آن حضرت از كمال محبت و اتحاد فرستاده را به كرايم احسان و جلايل اشفاق دلجوئى نموده به ديار روم فرستاد . گفتار در ذكر لشكر فرستادن خاقان ربع مسكون بر سر گرمسيرات جرون و سنوح بعضى از وقايع روزگار بوقلمون چون اكثر اوقات ظلم ولات گرمسيرات جرون نسبت به مردم آنجا به مسامع جلال خاقان بلند اقبال مىرسيد مروت شاهانه و حميت خسروانه عازم آن گرديد كه شعلهء اقتدار واليان آن ديار را به آب تيغ لشكر ظفر شعار فرونشاند . لاجرم در سال نهصد و هفتاد و هفت يعقوب بيك افشار والى دار الامان كرمان را با لشكر گران بر سر ارباب عصيان و طغيان فرستاد و ايشان از رهگذر سوء اعمال و قبح افعال خود خائف و هراسان خود را به قلعهء مينا و بزرگ و شمول - كه اكنون به شمل و مينا اشتهار دارد - انداخته رايت